عشق واقعی واقعی
عشق واقعی
دختر گفت: عزیزم یادته بهت گفتم عاشقتم
پسر گفت: آره گلم
دختر گفت: ولی تو که هیچ حسنی نداشتی، پس اگه راست می گی من چرا بهت گفتم عاشقتم؟
پسر گفت: حتما بخاطر اینکه همه ی احساسم رو بهت دادم.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: بخاطر اون گل های یاسی که به یادت توی باغچمون کاشتم که هر وقت ببینمشون یاد خنده های قشنگ تو بیافتم و آرومه آروم بشم.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: حتما بخاطر اون عاشقانه هایی که تا صبح واست می نوشتم که آخرش هم از اشک خیس میشدند و اصلا دیگه نمیشد خوندشون.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: فهمیدم بخاطر اینکه انقدر به تو فکر می کردم که شب و روزم جاشون رو با هم عوض کرده بودند.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: برای اینکه حتی بخاطر تو حاضر بودم جونم رو بدم.
باز هم دختر گفت: نچ
پسر گفت: پس برای چی به من گفتی عاشقمی ناقلا؟
دختر با خنده گفت: آخه بهت دروغ گفتم ... خووودافظ
دختر گفت: عزیزم یادته بهت گفتم عاشقتم
پسر گفت: آره گلم
دختر گفت: ولی تو که هیچ حسنی نداشتی، پس اگه راست می گی من چرا بهت گفتم عاشقتم؟
پسر گفت: حتما بخاطر اینکه همه ی احساسم رو بهت دادم.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: بخاطر اون گل های یاسی که به یادت توی باغچمون کاشتم که هر وقت ببینمشون یاد خنده های قشنگ تو بیافتم و آرومه آروم بشم.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: حتما بخاطر اون عاشقانه هایی که تا صبح واست می نوشتم که آخرش هم از اشک خیس میشدند و اصلا دیگه نمیشد خوندشون.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: فهمیدم بخاطر اینکه انقدر به تو فکر می کردم که شب و روزم جاشون رو با هم عوض کرده بودند.
دختر گفت: نچ
پسر گفت: برای اینکه حتی بخاطر تو حاضر بودم جونم رو بدم.
باز هم دختر گفت: نچ
پسر گفت: پس برای چی به من گفتی عاشقمی ناقلا؟
دختر با خنده گفت: آخه بهت دروغ گفتم ... خووودافظ
+ نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17:15 توسط محسنی
|